هرکس توبه کرد ره یافت . [امام علی علیه السلام]
**** زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ****
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونیــک  ||  RSS  ||
   1   2      >
+ ا ی بابا ما هم درگیریمااااااااااا

نگار مجیدی :: سه‏شنبه 11/4/1387 ساعت 4:41 صبح

شک هایت را باور نکن


به باورهایت شک نکن


*****************


سلام خوبین که ایشااااااااااالله


میدونم خیلی دیر  آپ کردم آره دیگه نمیتونم بهونه امتحانارو بیارم چون از بعد اردیبهشت نیومدم گرچه


امتحانا هم بود (همین امروز تمموم شد فیزیک هالیدی و بازم حذف کردم )


ولی این دفعه دیگه دلم باهام نبود


آخه با هام قهر کرده (اینم لووس شده)


آخه جدیدنا ازم چیزایی میخواد منم جلوشو میگیرم بیچاره اینم خسته شده


احساس میکنم دوباره سست شدم دوباره شل دوباره بی اعتقاد ....


ولی میخوام خودمو نگه دارم سفت باشم حتی به قیمت خاک کردن


دل خودددددددم



 


نمی دانم چرا اتاقم را فقط برای غمهایم دوست دارم ، فقط برای تنهایی هایم ، وقتی که احساس بی تابی می کنم ، وقتی که از همه چیز خسته می


 شوم ، وقتی که تا مرز نا امیدی می رسم دست به دامان  اتاقم می شوم . همان گوشه آرام خانه و همان گوشه آرام اتاقم ، آنجا که تختخوابی یک


 نفره که بجای بالش و پتو کتاب و کاغذ های چروک و پاره پاره روی آن ریخته ام . بله همان جا آرام می شوم...... سمت راست همان


 تختخواب  بیچاره میز کامپیوترم جاسازی شده ، همان جایی که وقتی خسته ام بی هوا دست به دکمه پاور کیس می زنم و صدای فن کامپیوترم


 برای احوال مریضم لالایی می خواند . ویندوز که بالا می آید ناخواسته موس را بر روی آیکن اینترنت اکسپلورر می برم و برای آرام تر شدنم


 دست به دامان وبلاگ غریبم می شوم .......آنجا که خانه ای دیگر است ، شهری دیگر است ، و دنیایی دیگر . کامنت های وبلاگم را که خواندم


 یا آرام می شوم یا دلتنگ تر ، آنوقت چاره ای ندارم تا روی آدمک خندان مسنجرم کلیک کنم تا در دنیای مجازی روحم را با احساسی مجازی


 تغذیه کنم ، اما اینها هم جواب گوی دل تنگم نمی شود با عصبانیت دیسکانکت می کنم و روی تختم روی همان کاغذهای خط خطی و مچاله شده


 ، روی کتاب سهراب وفیریک هالیدی و ....، میخوابم تا مگر خوابی خوش ببینم و آرام شوم.........(ولی همینارم همین وبمو همین آیدیمو می


خوان ازم بگیرن نمودونن دنیای من همین دو یا سه تا برنامه ی تو کامپیوترمه


*********************


 


برای خوشبخت زیستن


از پلی نا مطمئن بایدعبور کرد...


باید


نبایدی رامهار کرد


باید


شایدی را قبول کرد


 


اصراری نیست میتوان


 


همچنان مشکوک


 


همچنان مظلوم


 


همچنان بد بخت


باز هم زندگی!!! کرد


 


نگران نباش


کسی از تو سراغ خوشبختیت را نمیگیرد


 


 



 


 


همه می گذرند و می گویند : 


                              (( چقدر عجیب عاشق شدی !))


        و من بی توجه به گفته ها


                پیراهن آرزو به تن می کنم


                          و پولک شادی به سر می زنم


          تا تو بیایی


              با طنین فراموشی نبودن ها


ولی کم کم . پولک ها شل شدند و افتادند


                          و تیک تیک ثانیه های انتظار


                                                      به من فهماند


      چقدر دیر است !


                 و دیدم که تو هرگز نمی آیی


  نمی خواهم باور کنم که حالا


          میان اصوات خاموش اشک


همه می گذرند و می گویند : 


                             (( چقدر ساده فراموش شدی )) 


 



تو مرا همچون شمع از سر جور و جفا سوزاندی


تو مرا بر در و دیوار بدی کوباندی


تو مرا از بودن، تو مرا از من و ما


تو از پنجره ها ترساندی


تو مرا از فردا، تو مرا از دریا ترساندی


من اسیرم !آری تو اسیرم کردی


بی خبر از باران تو کویرم کردی


من شکستم آری !تو شکستم دادی


 


 


 


خواهر کوچکم از من پرسید


 


پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت
روی دیوار و درختان دیدم
باز هم خندیدم
گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه
پنج وارونه به مینو میداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم
بعدها وقتی غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد 
بی گمان می فهمی 
 پنج وارونه چه معنا دارد


 



 


 


از آنچه تو میخواهی باشم خسته شدم.احساس کفر و بی ایمانی.در ورای سطح گم شدن.نمیدانم از جانم چه میخواهی.اگر پا جای پای تو بگذارم.در فشار زندگی له خواهم شد.[گیر افتاده در گرداب/چونان اسیر یک موج]هر گام که بر میدارم از جانب تواشتباهی دیگر قلمداد میکند.میخواهم آنقدر کرخ شوم.که حتی وجود تو را هم در آنجا حس نکنم.بسیار خسته ام.بسیار بیشتر از آنکه تو تصور کنی.یعنی این گونه میشوم.اگر سعی کنم بیشتر شبیه به تو شوم.تا شبیه به خودم.قدرت نفس کشیدن را نمیتوانی از من بگیری.با سرسختی مقاومت میکنم.میترسم کنترلم را از دست بدهم.چون بودن آنطور که تو میپنداری.یعنی فروپاشیدن زیر پاهای تو[گیر افتاده در یک گرداب/چونان اسیر یک موج]آنقدر که ثانیه از دست میدهم چیزی به چنگ نمی آورم.حتی میدانم که تو هم عین منی.حتی میدانم کسی هم تو را ناکام گذاشته بود/کسی هم تو را نا امید کرده بود.تو را.



 

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ... نه حاشیه ای از یاد رفتنی

(قابل توجه خیلیا که فقط ظاهرو میبیننو فقط خودشونو کوچیک میکنن)

دوستووووون دارم

نظر یادت نره عمووووووووو

 

 

 


نوشته های دیگران()

+ پشت این پنجره جز یک هیچ بزرگ هیچ چیز نیست

نگار مجیدی :: یکشنبه 29/2/1387 ساعت 10:28 صبح


 


مثل همیشه پشت پنجره ی اتاقم می نشینم

از پشت شیشه کوچه را می نگرم

و آسمانی را که می گرید

و کسی را می بینم که در حال عبور است

چقدر نگاهت آشناست....


 



 


 


تنهایی را دوست دارم


تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...


 تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...


 تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ...


 تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...


 تنهایی را دوست دارم زیرا....


در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کردم.



 


 




اگر سراغمو گرفت بگین نشونه ای نذاشت بگین از این جا رفته و چاره ی دیگه ای نداشت


اگه سراغمو گرفت این نامه رو بهش بدین بگین که


 

جا گذاشت و پرسید کجاست هیچی نگین


اگه بازم پرسید ازم اگه نکردش آش و پاش چاره ای نیست بهش بگین فلانی رفته زیر خاک.


 

 

 

از خودم حرفی ندارم که بگم

 

سلام

 

خداحافظ

نوشته های دیگران()

+ (من دیگه من نیستم)

نگار مجیدی :: سه‏شنبه 2/11/1386 ساعت 10:56 عصر

قبل اینکه سلام کنم میگم که شرمنده میگم که معذرت
میگم که .....
به خاطر این همه بی معرفتیمو دیر آپ کردنم از میل های بعضی هاتون تابلو بود بد قاطی بودین
بازم میگم معذرت
آخه دیگه من "من نیستم شدم یه پا پیر زن واسه خودم دیگه حوصله ندارم دیگه تحمل ندارم
دیگه نمی تونم تحمل کنم حتی یه نگاه کوچولو رو وقتی می بینم یکی نگام میکنه میخوام بمیرم
خیلی تغیر کردم اینو دویلم میدونه صد دفعه بهم گفته دیگه نمی تونم کسی رو باور داشته باشم
حس میکنم همه تمام تلاششونو می کنن که گولم بزنن
من دارم داغون میشم دارم له میشم اینارو دویل می دونه و به روی خودش نمیآره
میبینه چه جوری دارم آب میشم ولی به روش نمیآره
اونم تغییر کرده
الانم که میبینی اومدم آپ کنم چون همین دیشب یکی دیگه بازم ا زیکی دیگه
ناراحت شدم شاید اون با اون حرفش منظورش من نبودم
ولی من دلم شکست
تقصیر اون نیست تقصیر این دل منه که انقدر دیده از اینو اون دیگه سریع به خودش میگیره
راستی اسمه جدیدم بهم دادن *سنگ دل*
واقعا می آد به نگار واقعا اسم سنگ دل میآد
نگاری که.....
ای بابا ول کن انقدر دلم پر که بخوام بگم پدر فکت در میآد بخوای بخونی
حالا بعد قرنی اومدم آپ کنم اونم این مدلی که دپسردگیم زده بالا
بی خیال
راستیییییییی سلااااااااااااااااام
ایشاالله که توپه توپین
منم که گفتم چه جوریم  الانم امتحانامه طبق معمولم که نخوندم گذاشتم شب امتحان اصلا نگار دقیقه نودی معروفه
 نمیدونم چرا دیگه امسال با  دقیقه نودم  حال نمیکنم ولی مجبورم بالاخره باید بریم ترم بعدیو این حرفا باید یه جورایی (به امید استاد) پاسش کنیم

(اعلامیه)
یکی تو فکر مردنه چقدر شبیه خودمه
نمی دونم دارم میرم یا این که باز توهمه
میون موج همهمه صدای باد تو گوشمه
سرما نشسته تو تنم خاطره هام رو دوشمه
یکی داره داد میزنه یکی داره زار میزنه
سر کوچه عکس منو یکی به دیوار میزنه
زیرش نوشته رو زمین جایی نبوده واسه این
حالا رفته تو آسمون دعا کنید فقط همین
نه انگاری دارم میرم جاییکه آروم بگیرم
اینو خودم خواسته بودم اگه نباشی بمیرم
این آرزوی آخره خوب میدونم دردسره
میخوام نباشم رو زمین اینطوری خیلی بهتره
یکی داره داد میزنه یکی داره زار میزنه
سر کوچه عکس منو یکی به دیوار میزنه..



شک دارم به این روزها  به این تقدیر به این لحظه ها ....
به خودم شک میکنم به لحظه های که گذشتند به لحظه های که در راهند ....
شک دارم به آدما....
به فصل ها به امید به آینده به عشق....
من به رنگ خورشید شک میکنم به باران به چتر من به بی چتریه آدما شک میکنم.....
به لبخند های این جماعت و به گریه هاشان من به این همه دروغ شک دارم ....
من به آدم بودن یا فرشته بودنه مادرم هم شک میکنم.....
به خودم به تولد به مرگ....
من به سکوت و فریاد وقتی هر دو به جای نمیرسند شک میکنم....
به ریشه های درخت به آدم های بی ریشه به فلسفه به عرفان به ....
به چشم های آدمها وقتی هیچ حرفی نمی زنند به دستهای آدمها وقتی میکشند
به آغوش عاشقانه وقتی که خیانت میکند به سرم شک دارم!
به سرم شک می کنم برای این همه شک که در خودش داره و سر به سر سرم میگذارم
من به بازی ها ی کودکی من اصلا به کودک بودن شک دارم
وقتی که شبیه کودکیمان نیستیم .....
به اینکه با تقلید صدای بچه ها خودمان را جای بچه ها جا میزنیم...
به فرجام خوش همه عشق ها شک دارم اما..
فصل هایم بوی تو را دارند و عزیزند چرا که عطر تو
 پایان تمام دل نگرانی ها و شک هاست
واگر شک دارم به همه چیز به تو ایمان دارم....
من به لبخند های تو مومنم
به فصل هایی که با تو خواهند رسید ............
و .........


اینم حرف این دل من
موزاییک ها نباید بشکنن مخصوصا موزاییک های قدیمی
وقتی چند تاشون میشکنن نمی تونی شکل و رنگ  اونارو پیدا کنی
مجبور میشی همشونو عوض کنی موزاییک های قدیمی نباید بشکنن
ولی واقعیت اینه که خسته میشن و  میشکنن.....

قربووووووووووووووووون همتوووووووووووووون
نظر بدی یاااااااااااااااا


 


 


نوشته های دیگران()

+ دانشگاه قبول شدم ولی باید یه چیزای رو ترک کنم

نگار مجیدی :: دوشنبه 2/7/1386 ساعت 8:14 عصر

سلام دوستای گلم


خوبید؟


منم .
..بذار روزه ام دوروغ نگم


خداییش خوب نیستم آخه قرار شد شیمی رو برم


اوونم باید برم قزوین


دلم تنگ میشه واسه کامپیوترم


واسه وبم


واسه نظراتون واسه خودتون از  همه مهمتر


واسه devil جونم


دیگه از اینم دیر تر آپ میکنم


ولی قول بده وبلاگمو تنها نذاری ok?


قول دادی ها


********************************


اگر فکر می کنی که رفتنت باعث شکستنم می شود
اگر فکر می کنی که از پس رفتنت اشک می ریزم
اگر فکر می کنی که با نبودنت لحظه هایم خالی می شوند ا
گر فکر می کنی که هر لحظه دلم برای بوسه هایت تنگ می شود
اگر فکر می کنی که بی تو می میرم بسیار درست فکر کرده ای
خب تو که می دانی نبودنت را تاب نمی آورم ...پس بمان



روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن


از در نشد از پنجره زوری خودت رو  رو جانکن


آدمکای شهر ما بازیگرانی قابلن


وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا میزارن


تو قتلگاه آرزو عاشق کشی زرنگیه


شیطونک مغزای ما دلداده دو رنگیه


دلخوشی های الکی وعده های دورغکی


عشقاشونم خلاصه شد تو یک نگاه دزدکی


آدمکای شب زده قلبا رو ویرون می کنن


دل ستاره منو از زندگی خون می کنن


ستاره ها لحظه ها رو با تنهایی رنگ میزنن


به بخت هر ستاره ای آدمکا چنگ میزنن


عمری به عشق پر زدن قفس رو آسون می کنن


پشت سکوت پنجره چه بغضی بارون می کنن


مردم سر تا پا کلک رفیق جیب هم میشن


دروغه که تا آخرش همدل و هم قسم  میشن


رو دنده حسادتا زندگی رو میگذرونن


عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن


قصه روزگار اینه به هیچ کسی وفا نکن


روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن


TinyPic image



اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای


به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است


و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه


سخت و  پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر


لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای


درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم


تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی!




 
عزیزم دست خودم نیست که اینهمه تو را دوست میدارم


 ، این همه احساسات عاشقانه که من برای تو مینویسم دست خودم نیست!

همه این احساسات و عواطف عاشقانه از این قلب عاشق من است ، و بدان که همه


این دردسر ها و غم و غصه ها و اشکها درد این قلب عاشق من است!

این قلب سرخ و کوچک من انتظاری بالاتر از عشق دارد ! این قلب من تو را میخواهد


 وبه جز تو هیچ چیز از من نمیخواهد!. نه خونی میخواهد و نه نفسی ، نه زندگی را میخواهد


و نه هم نفسی این قلب سرخ تنها تو را میخواهد . فقط تو را!

عزیزم دست خودم نیست ، دست این قلب پر توقع من است !

به قلبم حق میدهم که تنها تو را میخواهد چون تو اولین و آخرین عشق واقعی و
همدلی 


 هستی که در اعماق قلبم نشسته ای و کسی هستی که میتوانی قلبم را برای همیشه


 نزد خود نگه داری و با حضورت در قلبم انتظار آن را برآورده کنی چونکه تو لایق آن هستی عزیزم!


 



 


چی شد اون همه احساس

واین هرگز نمی دونم

دیگه بسمه شکستن

نمی خوام عاشق بمونم 

 


TinyPic image

باید گرفتارم شوی تا من گرفتارت شوم


                                                      از جان و دل یارم شوی تا محرم رازت شوم


من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران


                                                          اول به دست آرم توراآنگه گرفتارت شوم


*******************************


من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم                         اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم


بر لب کلبه ی محصور وجود                                       من اگر در این خلوت خاموش سکوت


اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم                                اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم 


اگر از هجر تو آهی نکشم                                       تک و تنها به خدا می شکنم،می شکنم  


TinyPic image


             این عکس رو می زارم هم این که یه کم چندشت شه 


هم یادت نره نظر بدی   

    
            



قربووووووووووووووووون همتووووون


نظر بدی ها


 


 


نوشته های دیگران()

+ عیدتون مبارررررررررررررررررررررررررررررررک

نگار مجیدی :: چهارشنبه 7/6/1386 ساعت 8:6 عصر

میلاد یگانه منجی عالم بشریت (همون امام زمان خودمون)برهمگی مبارک


*************************


از سفر میرسی اما کوچه کوجه نیست مسافر


هیشکیی باورت نداره حتی واژه های شاعر


 کسی اینجا منتظر نیست راز خورشید و بفهمه


 چرا هیشکی نمیبینه نور پیشونیتو عابر


 چقدر کمن که با تو تا ته دنیا بتازن


که فقط با یه اشاره عاشقونه سر ببازن


چه غریبانه میایی تو که آشنا ترینی


 اونقدر ساده که حتی قصه رو قصه می سازن


تو امید کوچه های سردآخر الزمونی


 آشناترین مسافراما بی نام و نشونی


کلید باروونو داری رمز هر چی انتظاری


 الهی بتابی خورشید الهی زنده بمونی


واسه خوندن از حضورتمونده این ترانه قاصر


آخه تنها درد من نیست درد دنیای معاصر


خیلی سخته سرورتوتو نبینی و بمیری


 کاشکی این بغض و ببینی تو غم صدای ناصر


 تو گوش دنیا می خونن فردای آبی سرابه


حال ما بی شما آقا این روزا خیلی خرابه


*******************************


 شاید این جمههههههههههههه بیاید شاید


 *******************************



سلاااااااااااااام دوستای گلم خوبید ؟


عیدتووووووووووووووون مباااارک نمیدونم چرا این پارسی بلاگ


 قاطی کرده نوشته هاش که داغون نوشته عکساشم 


که نمیآد من عکس گذاشتم ولی فقط آدرسشو میده شرمنده


*******************************


نظر به این که عاشقا به یار خود نمی رسن


ایضا تمام عمر را غریب و خوار و بی کسن


از روز افتتاح عشق تاریخ 1/1/1


همیشه غصه خوردند همیشه گریه کردند


 پس از همین دقیقه روز حکم منه به عاشقا


تعطیل دایم هستش که بر بیوفتد این نشان


 از ما گذشت تمام شد باشد


 ولی به جان عشق جهان جهنم است


اگر بنا شود بدون عشق


هنوزم من از عشق دم میزنم


زمین زمان را به هم می زنم


خیال تو زخم مرا مرحم است


 به خود زخم ها دم به دم میزنم


قسم به جای خالیت که زندگی بدون تو زهر هلاهلم شده


 قسم به روزگار بد خرابه خیال تو خانه و منزلم شده


تو را به جان عشق نو که از خیال من برو


 اگر ز دل نمی روی ولی ز دیده ام برو



 ***************************


دیدی غزلی سرود؟


 عاشق شده بود.


 انگار خودش نبود


 عاشق شده بود.


 افتاد.شکست . زیر باران پوسید


آدم که نکشته بود


. عاشق شده بود




 ***********


 قد ۱۰۰ تا قابلمه با هرچی لب تو عالمه


می بوسمت قبل همه. به شرطی که بهم بگی


دوست دارم یه عالمه . حالا دوسم داری یه عالمه؟


**************



وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره می کنی و مسخرش میکنی


 اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته


*************************


انگار ولگرد شده بودم به جستجوی نشانی ات به تمام جهان سر زدم


اما نبودی به دور رفتم حتی به سرزمین خوشبختی در افسانه های پدربزرگ که حقیقت نداشت


 هیچ کس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودی


*********************************


اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن


اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم


پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت ..... ؟!


خودمانیم ... !!!


زمین این همه نامرد نداشت!



 ****************


 


نظر دبیران در مورد عشق:


 دبیر دینی:عشق یک موهبت الهی است.


دبیر ورزش:عشق تنها توپی است که اوت نمی شود. دبیر شیمی:عشق تنها اسیدی است که به قلب صدمه نمی زند


. دبیر اقتصاد:عشق تنها کالایی است که از خارج وارد نمی شود.


دبیر ادبیات:عشق باید مانند عشق لیلی ومجنون محور نظامی داشته باشد.


دبیر جغرافی:عشق از فراز کوه های آسیا تیری است که بر قلب می نشیند.


دبیر زیست:عشق یک نوع بیماری است که میکروب آن از چشم وارد میشود


 نظر تو درمورد عشق چیه؟


حتما برام بنویس


قربووووووووون همتوووووووووووووون


 نظر ندی بی معرفتی آخه من عیدی می خوام



نوشته های دیگران()

+ سلاااااااااااااااااااام تنهایی من

نگار مجیدی :: سه‏شنبه 30/5/1386 ساعت 1:33 عصر

سلااااااااااام برووو بچ گرامی و گل


ایشالله که خوبید منم بدک نیستم


من کامپیوترم قاطه قاطه به خاطر همین دیر آپ میکنم شرمنده


الانم خونه نیستم حالا بی خیال اومدم که


برات بنویسم


*****************


اول به نام عشق ، دوم به نام تو ، سوم به یاد مرگ . بر لوح شیشه ای قلبت بنویس : یا تو و عشق ، یا من و مرگ ؟!


**********


!



 


 


 


آره تو آدم مهمی هستی
دوست دارم رازهایی را برای شما بگویم،
خوب در مورد این حرف ها فکر کنید ، اگر این چنین به جهان نگاه کنید، همه چیز زیبا می شود:
- حداقل پنج نفر در این دنیا تو را دوست دارند آنقدر که حاضرند به خاطر تو بمیرند.
- حداقل پانزده نفر در این دنیا تو را به دلایلی دوست دارند.
- تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که می خواهد مثل تو باشد.
- یک لبخند تو می تواند برای هر کسی خوشبختی بیاورد، حتی اگر او از تو خوشش نیاید.
- هر شب کسی با فکر تو به خوای می رود.
- تو برای یک نفر یک دنیایی.
- بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد.
- تو فردی بخصوص و بی همتایی اما به روش خودت.
- کسی که حتی تو از وجودش بی خبری، تو را دوست دارد.
- وقتی احساس می کنی دنیا به تو پشت کرده نگاه بینداز، بیشتر مانند این است که تو به دنیا پشت کرده ای.
- وقتی فکر می کنی شانسی نداری به آنچه که می خواهی برسی ، به آن نخواهی رسید، اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید.
- همیشه شکایاتی را که به تو می شود، به یاد داشته باش و کلمات زشت آن را فراموش کن.
- همیشه احساسات را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن با خبر می شوند.
- اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت با ارزش است


 



 


 


عشق مثل گرمی  خوابه


مثل آتیش روی آبه


مثل تب کردن خورشید


رو تن خشک سرابه


عشق مثل جاری روده


مثل الماس کبوده


قصه ی بود و نبوده


عشق مکمل وجوده... .



 


من تنها




           میان اینهمه 


                           تنها


                                تنهای


                                        تنهایم و


                                                   تنها


                                                        با تنهایی


                                                                     توست


                                                                               که با تنهایی


                                                                                                خویش سازگارم .


تا کنون 


     رفیقی پیدا نکرده ام


         که به اندازه ی تنهایی


              رفاقت داشته باشد


 



 


ضرب المثل جدید : 1- چاه مکن بهر کسی ، خسته میشی 2- دیگ به دیگ چیزی نمی گه 3- شلوار مرد که دو تا شد ، حال می کنه 4- گر صبر کنی ، زیر پات علف سبز می شه 5- صلاح مملکت خویش ، رئیس جمهور داند 6- جوجه رو هروقت بشمری جیک جیک می کنه 7- عیسی به کیش خود ، موسی به بندر عباس 8- کوه به کوه نمی رسه ، میّت رو زمین نمی مونه 9- آشپز که دوتا شد هیچ کدوم غذا درست نمی کنن 10- پاتو از گلیمت درازتر نکن ، پات دراز می شه شلوار به پات کوتاه می شه


 **********************************


یادش به خیر وقتی به دنیا امدم اونقدر شوکه شدم


که تا دوساعت گریه میکردم


 و تا دو سال نتونستم حرف بزنم


*********************


تو بارانی من باران پرستم


 تودریایی من امواج تو هستم


اگرروزی بپرسی باز گویم:


تو من هستی و من نقش تو هستم


*****************************


سوال کنکور:.....


 سر جلسه با خودت نبر.


الف- گوشی


 ب-خودکار


ج-فلوت


د- گیتار شماعی زاده


*********************


این دفعه خواستم پر ملات باشه


قربووووووون همتوووووووووووووووووون نظر ندی الهی کچل بشی







 






نوشته های دیگران()

+ واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم

نگار مجیدی :: چهارشنبه 10/5/1386 ساعت 1:3 صبح

 


دوستای خوب ناز خوشگل مهربونم سلاااام!


عزیزای رنگ و وارنگم سلام!


گلای سرزنده و شاداب و پر انرژی سلااااام!


(قسمتی از احوال پرسی خاله نرگس تو رنگین کمون!!!)


نوگل های باغ زندگی سسسلااااااااا


(در این لحظه گلوی خاله نرگس نزدیکه که منفجر شه


و همه گوشاشونو می گیرن!)ا...ا...ا...م!


خوبی؟


منم مهمولی خوبم(خیلی بد آدم روزی که فرداش تولدشه ضد حال بخوره)


نتیجه های کنکور سراسری اومد


خیلی هم بد نبود ولی حقم بیشتر از اینا بود


خیلی نامردی شد


حالا بی خیال ایشالله آزادم توپ میشه


*************************************



اگه سبزم اگه جنگل اگه ماهی اگه دریا


اگه اسمم همه جا هست روی لب ها تو کتاب ها


اگه رودم رود گنگم مثل رودا اگه پاک


اگه نوری به صلیبم اگه گنجی زیر خاک


واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم


اگه پاکم مثل معبد اگه عاشق مثل هندو


مثل بندر واسه قایق مثل قایق واسه پارو


اگه عکس چهل ستون ام اگه شهری بی حصار


واسه آرش تیر آخر واسه جاده یه سوار


واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم


اگه قیمتی ترین سنگ زمینم توی تابستون دستای تو برفم


اگه حرفای قشنگ هر کتابم برای اسم تو چند تا دونه حرفم


اگه سیلم پیش تو قد یه قطره


اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن


اگه تن پوش بلند هر درختم


پیش تو اندازه ی دگمه ی پیرهن!!


واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم


اگه تلخی مثل نفرین


اگه تندی مثل رگبار


اگه زخمی زخم کهنه


بغض یک در رو به دیوار


اگه جام شوکرانی


تو عزیزی مثل آب


اگه ترسی اگه وحشت


مثل مردن توی خواب


واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم



من میگم:




ضد حال یعنی ماکسیمای بدون قالپاق!( یا قالپاغ یا غالپاق!)


ضد حال یعنی جواب SMS رو ندادن(قابل توجه بعضیا!) یا SMS رو تا ته نونده جواب دادن!


ضد حال یعنی پست خوندن و نظر ندادن!


ضد حال یعنی آدرس وبلاگت بیفته دست بابایی!


ضد حال یعنی خط رو خط افتادن(ولی خیلی خندست!)


ضد حال یعنی سلام کنی جواب نده!


ضد حال یعنی شعر بخونی گوش نده!


ضد حال یعنی گفت:برو بری!


ضد حال یعنی با کت شلوار دامادی پنچری بگیری!


ضد حال یعنی تو راه عروسی بنزین تموم کنی!


تو چی میگی؟



می نویسم/


به امید اینکه تو می خونی/چون فقط واسه تو می نویسم


/خودت که خوب می دونی/فقط واسه تو شعر می گم/


کاشکی پیشم بمونی باز/کوتاه کن این راه دراز/تا که لبام بخنده ناز!/


**************************************************************


قربوووووووووووووووون همتووووووووووووووون


نظر ندی خیلی بی معرفتی چون تولدمه اینم دارم با کلی ذوق می نویسم


نوشته های دیگران()

+ سلااااااااااام بعد 2ماه

نگار مجیدی :: شنبه 19/3/1386 ساعت 11:39 عصر

سلام بچه ها خوبید (بعد 2 ماه)


بذارید اول از کسای که نظر داده بودن


منم نرسیدم جواب بدم همین جا عذر خواهی کنم


 


الان که دارم اینو می نویسم 18 روز مونده به کنکورم


خیلی با حالم نه؟؟


حالا بی خیال زیاد وقتتو نمیگیرم این دفعه اومدم آپ کنم


که نشون بدم هنوز زنده ام


**********************************



کاش قلبم درد تنهایی نداشت ..


چهره ام هرگز پریشانی نداشت ..


برگ های آخر تقویم عشق ..


حرفی از یک روز بارانی نداشت ..


کاش می شد راه سرد عشق ...


را بی خطر پیمود و قربانی نداشت ...


TinyPic image


۱۰ ثانیه تا انتها با این همه سر و صدا


بی خبر از هر شب و روز  من و یه شمع نیمه سوز


یکی گذشت از ثانیه ۹ تا دیگه باقیه


ای کاش تو لحطه ای که رفت می دیدمش یه بار دیگه


اون دور بود و تو حسرت ثانیه ها که می گذشت


ای کاش تو این ثانیه بی بودنش نمی گذشت


ساعت می گه ۲ ثانیه ۸ تای دیگه باقیه


یه عمری نشستن منتظر کی می گی اینها بازیه


 فقیر بودن جرم منه عاشق بودن تنها گناه


یه عمری چشم به در بودن این آخرها هم چشم به راه


ساعت بازهم بهم میگه ۳ ثانیه رفته دیگه خبر داری چه زود گذشت


مونده فقط ۷ ثانیه


هی با خودم گفتم می یاد امیدتو ندی به باد


دا می زنم پس کی می یای کسی جوابم و نداد


من موندم و ۲ ثانیه ازم فقط این باقیه


ثانیه پشت سر هم رفتن تا ۶ و هفت و ۸


لحظه تو گوشام داد می زد هشت ثانیه ازت گذشت


من موندم و ۲ ثانیه ازم فقط این باقیه


هنوز نشستم منتظر چشم امیدم ثانیه


تو ای خود باد سحر واسش ببر تو این خبر


بگو که من تا آخرین خیره بودن چشام به در


ثانیه  نهم که رفت


مونده فقط یه ثانیه سر سلامت نازنین


از من یه لحظه باقیه


قسمت نشد ببینمت شاید که لایق نبودم


منتظرت موندم یه وقت نگی که عاشق نبودم


ثانیه ۱۰ گل یاس راحت شدم  دیگه خلاص


آزاد شدم می یام پیشت بی واهمه بی چراست ؟


 قشنگ ترین ثانیه ها این ۱۰ تا بود که زود گذشت


رویای شیرین من بود  چون با خیال تو گذشت


قربوووون همتووووون


نظر یادت نره


واسم دعا کن



نوشته های دیگران()

+ سلام

نگار مجیدی :: پنجشنبه 16/1/1386 ساعت 5:2 عصر

سلام بروبچ خوبید؟


من اصلا خوب نیستم  دارم از استرس میمیرم


دیگه زمانی نمونده


3 ماه دیگه


ترو خدا دعام کنید


Love is power


 


خاطره های خط خطی ، نوشته های پر غلط


، دوباره تکرار خطا ، دوباره نقطه سر خط


، دوباره وقت حادثه بغضم پنجه میزنی ، به زخم کهنه ی دلم داغ شکنجه میزنی


، آهای آهای شکنجه گر ، تمام قصه یادمه ، چقدر سوزوندی دلمو ، هر چی ازت بگم بازم کمه


، قصه ی ما به سر رسید  چشمات و بردار و ببر ، تو تلخ و بی صدایی من از تو بی حوصله تر.



امیدوارم خوشتون بیاد.



 نذاری فاصله ها ، تو هجوم سایه ها 


 ، میون غریبه ها ، نذاری توجاده ها تورو از من بگیرن


 ، تو خودت